دانلود دوبله فارسی فیلم A Man Escaped 1956
Un condamné à mort s'est échappé ou Le vent souffle où il veut
BluRay 1080p » 1.88 GB<p>
BluRay 720p » 1.02 GB
12
پسندیدم
0
نپسندیدم
0
0% رضایت بر اساس (0) رای کاربران
خلاصه داستان
داستان یک مبارز مقاومت فرانسوی اسیر در جنگ جهانی دوم که از یک زندان نازی در فرانسه فرار کرد .
این فیلم در کتاب ۱۰۰۱ فیلمی که باید قبل از مردن ببینید هم گنجانده شده و از جمله معروفترین فیلمهای برسون است. موسیقی فیلم هم از آثار موزارت گرفته شده است.یک محکوم به مرگ گریخت به کارگردانی روبر برسون و براساس خاطرات سرهنگ آندره دویگنی، براساس داستان واقعی اسارت و فرار گروهبان اندره دویگنی فرانسوی که چند ساعت پیش از اعدام از زندان آلمانیها گریخت ساخته شده است.برسون را می توان یکی از کارگردانان برجسته سینمای اروپا پس از پایان جنگ دوم جهانی دانست که حقیقتاً با تجربیاتی که در آثارش به خرج داده می تواند حرفهای ناگفته زیادی برای کسانی داشته باشد که دغدغه اصلی شان رشد و بالندگی هنر است. در فیلم به جای کلام صدای محیط زندان، سکوت، اشاره و نگاهها سخن می گویند و این مسئله باعث افزایش جذبه این فیلم سیاه و سفید می شود. یک محکوم به مرگ گریخت پایانی زیبا دارد که با تلاش فونتن و پس از آزاد شدن از زندان مه غلیظی تمام محیط را فرا می گیرد که گویا تغییر فضای موجود است ولی نکته جالب اینجا است که فونتن بعد از آزادی کوچکترین واکنشی از خود نشان نمی دهد و گویا از یک زندان کوچک وارد زندان بزرگی شده است ولی چهره اش نشان از موقعیتی می دهد که به آن ایمان داشته است. روبر برسون تلاش کرده با خلق داستانی بی مکان و بی زمان و خلق یک شخصیت نمادین قدرت امید و ایمان را در بشریت نشان دهد فیلم بیشتر در یک نمای بسته (سلول فونتن ) می گذرد تا چهره فونتن را ببینیم و این ایمان و اراده استوارش را حس کنیم و از همه مهم تر اجسام و اشیا موجود در سلول را با دقت بنگریم . همه چیز در همان سلول کوچک و به نظر خالی اتفاق می افتد ، در این فیلم اشیا مثلا همان قاشق همان گنجه کوچک همان پنجره ارزش بالایی پیدا می کنند و همین وسایل هستند که شخصیت را نجات می دهند با وجودی که تلاش های فونتن بی تاثیر نیست ولی عمده دلیل موفق شدن اودر فرار جریان های نهفته و گذرا و حتی کم ارزشی است که از کنار ان ها می گذریم مثل صوت قطار.
یکی دیگر از نکات فیلم که باید به ان اشاره کرد ریتم فیلم است که شاید در نگاه اول کمی کند به نظر برسد ولی فیلم دارای یک ریتم درونی است که بسیار هم خوب کنترل می شود به گونه ای که نمی توان ادعا کرد سکانسی زاید یا طولانی است . یکی دیگر از خصوصیات فیلم عدم حضور نیروهای المانی است به طوری که در فیلم خیلی کم دیده می شوند و دلیلش هم می تواند این باشد که روبر برسون اثری ساخته جهانی که مربوط یه هیچ دوره یا هیچ جنگی نیست از همین رو فونتن می تواند در هرجای این جهان و این زندان هم می تواند هرجای دیگر باشد رمز ماندگاری این فیلم همین است ، برسون در این فیلم فقط به 2 چیز تاکید داشته یکی اشیا ساده و کم اهمیتی که به ان ها بی تفاوتیم و دیگری ایمان و اراده ادمی ، دلیل پیروزی فونتن نیز همین است درحالی که دو تن از دوستانش در راه فرار شکست می خورند .
یکی دیگر از مولفه های این فیلم تاکید بر صداها است ، مثلا در سکانس اغازین فیلم هنگامی که فونتن می گریزد ما در نمایی در داخل ماشین فقط صدای شلیک گلوله را می شنویم و بعد بازگشت فونتن یا صدای صوت قطار و … روبر برسون به خوبی با همین صداها حرف ها و سکانس هایش را روایت می کند .روبر برسون به خوبی موفق شده است که ایمان به ازادی و موفقیت را در تک تک اشیا و موجودات حاکم در فیلم داخل سازد و به موجودات بی جان حسی زیبا را منتقل کند از همین رو این فیلم را می توان جزو بهترین اثار برسون کارگردان فرانسوی به حساب اورد .
در پایان می توان فیلم را در یک جمله از انجیل خلاصه کرد :
( باد هرجا بخواهد می وزد و صدای ان را می شنوی لیکن نمی دانی از کجا می اید و به کجا می رود ، همچنین است هرکه از روح متولد گردد . )
این جمله ای است که فونتن در جایی از فیلم می گوید .
روبربرسون (1999-1901)
برسون در طول دوران کاری اش 2 مرحله متفاوت را تجربه کرد:
اولین مرحله 3 فیلم را شامل می شود : مسائل عمومی (1934) ، فرشته های گناه (1943) و خانمهای جنگل بولونی (1945)
فیلمهایی کم مایه که هیچ نشانی از شیوه کاری برسون در آنها دیده نمی شود.
اما نیمه دوم زندگی هنری برسون شگفت انگیزترین و مهمترین دوران در تاریخ فیلم سازی دنیا به شمار می رود.
دورانی که با خاطرات کشیش روستا (1950) آغاز و تا پول (1983) ادامه می یابد.
در طی این سالها، برسون فیلمهایی را می سازد که هر کدامشان در پی دست یابی به قلب انسان بودند :
یک محکوم به مرگ گریخت (1956)، جیب بر (1959) محاکمه ژاندارک (1961)، ناگهان بالتازار (1966)، موشت (1967)، یک زن نازنین (1969)، 4شب یک رویابین (1971)، لانسلودولاک (1974) و شاید شیطان (1977).
برسون همراه با ساخت این آثار، نوشته هایی را از خود به جای می گذارد که به جرات می توان گفت ارزشی برابر فیلمهایش داشته و کمک بزرگی در معرفی شیوه ی خاص فیلمسازی او بودند.