دانلود دوبله فارسی فیلم Caravans 1978
Caravans
خلاصه داستان
داستان در کشوری خیالی و در سال ۱۹۴۸ اتفاق می افتد."مارک میلر" کارمند جوان سفارت آمریکا است که مسئول مراقبت از "الن جاسپر" دختر سناتور "جاپسر" است که بعدها با کلنل "نذرالله" ازدواج کرده و ناپدید می شوند…
شاید دلایلی که باعث میشه این فیلم را دانلود کرد
تماشای لوکیشن و هنرمندان ایرانی (بهروز وثوقی-محمدعلی کشاورز-محمدتقی کهنمویی و…)
در یک فیلم بین المللی و در کنار بازیگران خارجی (آنتونی کویین-مایکل سارازین-کریستوفر لی-جوزف کاتن و…)
باشد.
به نظرم مرحوم کشاورز ، خوب از پس نقش (آن هم در برابر آنتونی کویین بزرگ) برآمده است.
با سلام
کامنت زیر از یک مشترک شما در سال گذشته است . مشکل چنانان باقی است
توی کیفیت ۱۰۸۰ هماهنگ نیس با چندتا پلیر امتحان شد..بررسی کنین.ممنون
بهروز سوئد
در به اصطلاح لیست دوبلورهای فیلم در ویکیپدیای فارسی اسم چند دوبلور معروف ذکر شده که کاملا اشتباه هست و اصلا درفیلم صحبت نکرده اند،قابل توجه پروفسورهای دوبله شناس ! و کارشناسان سینمایی متخصص بااخلاق حرفه ای و متواضعی ! که هنوز نمی دانند هر فرد کم اطلاعی می تواند اطلاعات ناقص یا غلطی را با ویرایش و حذف و اضافه وارد این صفحات کند و ویکیپدای فارسی دست کم در مورد بعضی موضوعات ازجمله هنری و سینمایی مرجع و منبع کاملا قابل اعتمادی نیست.و مثالها البته زیاد هست. در یک جای دیگر هم که بقیه ازان کپی کرده بودند هم لیست اسامی ناقص و دارای اشتباه بود لذا این لیست خدمت شما:
ایرج ناظریان*********آنتونی کویین(ذوالفقار) و کریستوفر لی(سردارخان)
حسین عرفانی********بهروز وثوقی(نصرالله)
سعید مظفری*********مایکل سارازین(مارک میلر)
زهره شکوفنده********جنیفر اونیل(الن جسپر)
عزت الله گودرزی******پرویز جعفری(سروان مجید)
حمید منوچهری*******بری سولیوان(ریچاردسون) و فیروز بهجت محمدی(مردی که در خانه اش با میلر درگیر می شود) و نوکر ذوالفقار
اکبر منانی************جوزف کاتن (کراندال)و پرویز قریب افشار(نورمحمد)و مرد در مطب دکتر و چوپان و جوان راهنما
عزت الله مقبلی*******جرمی کمپ(دکتر اسمیت) و محمدتقی کهنمویی(مفتون) و گدا
احمد رسول زاده******محمدعلی کشاورز(شکور)
نیره معاون***********همسر ذوالفقار
سیروس افهمی*******گروهبان مسن و خدمتکار نصرالله و سرباز جوان
مینو غزنوی**********دختر ذوالفقار
آرشاک قوکاسیان******پسر ذوالفقار
متن دارای اسپویل داستان فیلم
………………………………………
بررسی فیلم کاروان ها
——————————–
[توسط: راجر ایبرت ]
30 ژانویه 1979
بسیار خوب، حالا که فهمیدیم «کاروان ها» بزرگ ترین حماسه صحرایی پس از «لورنس عربستان» نیست، اجازه بدهید نکته دقیق تری رابپذیریم : برای دیدن فیلم حیطه ذهنی خاصی لازم است.اگر راحت حوصلهتان سر میرود و دوست ندارید که عاشقانهای را در برابر چشمانداز تلاشهای انسانی اش ، یا حتی اگر نمیتوانید حیوان شتر را تحمل کنید، فیلم را نبینید. اما اگر دریک بعدازظهر یکشنبه (روزتعطیل) آرامی پیش روداریدو خیلی وقت تا درست کردن کباب مانده است، “کاروانها” می تواند در نوع خودش برایتان سرگرم کننده باشد. این یک حماسه عاشقانه قدیمی، با سرعت کم و پرهزینه است. دیالوگی دارد مانند: پسرم حالا تو کاروان را هدایت می کنی . “نه پدر، هنوز وقتش نرسیده.” ما همه این چیزها را از صمیم قلب درک می کنیم. داستان آنقدر پیش پا افتاده است که به سختی تحمل می شود، ولی اجازه نمی دهم مانع فیلم دیدنم شود: مرد جوانی از سفارت آمریکا (مایکل سارازین) برای جستجوی دختری (جنیفراونیل) به دورترین استان های ایران فرستاده می شود. اونیل سناتور آمریکایی ده ماهی است که ازش خبری نیست. معلوم می شود که اونیل مرد جوان ثروتمندی را که با او ازدواج کرده ،ترک کرده است. یک کاروان عشایری به رهبری آنتونی کوئین درصحرا سفر می کند مایکل سارازین کاروان را پیدا می کند، به آنها می پیوندد، راه های عشایری را یاد می گیرد، احترام آنتونی کوئین را به دست می آورد و همچنین محبت (اگر نه کاملاً عاشقانه) دختر آمریکایی را هم حاصل می کند. داستانهای فرعی فیلم شامل آداب و رسوم محلی، مانند فرمانبرداری کامل زنان، قانون چشم در برابر چشم، رقابت بین عشایر و دولت، و ابزار پخت نان با سرگین خشک را شامل می شود. همه اینها زمان نسبتاً زیادی از فیلم را پر می کند و به نظر طولانی می آید. این یک فیلم واقعگرای افراطی نیست. اما اگر داستانش گنگ است، تصاویرش چشم نوازاست: فیلم در لوکیشنی در بیابان های ایران (بیشتر از یک سال پیش، نیازی به یادآوری نیست) فیلمبرداری شده است و از نظر رنگ های محل لوکیشن ها غنی است. ما بازارها، کاخ ها، مناظر باورنکردنی، لباس ها، خرابه های های متروک ، زندگی بیابانی را در آن مشاهده می کنیم، در فیلم یک تمایل واشتیاق ذاتی به همه آن ها وجود دارد. بعد از اینکه به کاروان ملحق شده و با آنتونی کوین آشنا می شویم، فیلم سرعتش زیاد می شود. او یک حیله گری را در نقش پیر و، رهبر و ذوالفقار عشایر بانقشش به ارمغان می آورد، به دشواری دروغ می گوید درحالیکه هم خودش و هم شخصیت های دیگر می دانند که دروغ می گوید در یکی از بهترین صحنه های فیلم(جایی که او به طور همزمان یک جیپ سرقتی را هم به صاحب جیپ که از دزدیده شدنش اطلاعی ندارد ، هم به افسر ارتش که فکر می کند به عنوان قاچاق است توضیح می دهد. با همه اینها، اعتراف می کنم که، بله، واضح است که فیلم ریتمش کند است. این کندی بی دلیل و بی معنی است. رسیدن به آن منطقه سرگرم کننده است در پایان آنچه اتفاق می افتد تقریباً چیزی را حل نمی کند، “کاروان ها” سفری بی نظیر در سرزمینی غریب است. این فیلمی است که ممکن است تصاویر کارت پستالیش در ذهنتان بماند اما هرگز نمیخواهید دوباره به آن رجوع کنید .
راجر ایبرت 30 ژانویه 1979
نقد دوم:
بررسی توسط لوک تورن
ماجراجویی جیمز فارگو ،مایکل سارازین یک دیپلمات است که وظیفه تحقیقاتیش برای یافتن یک زن جوان (جنیفر اونیل) به او داده شده است. آنتونی کوئین و کریستوفرلی نیز در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. داستان برگرفته از رمانی به همین نام نوشته جیمز ای میچنر که 16 سال پیش ازساخت فیلم منتشر شد، به یک دیپلمات آمریکایی (مایکل سارازین) مربوط می شود که با یک رئیس قبیله عرب به دنبال همسر آمریکایی یک سرهنگ ایرانی (جنیفر اونیل) که فرار کرده می گردد. مایکل سارازین در نقش خود به عنوان مارک میلر، دیپلمات آمریکایی که در تلاش برای یافتن جایی که الن است، عزم زیادی نشان نمی دهد، اوعملکرد خوبی ارائه می دهد، در حالی که جنیفر اونیل در نقش الن زنی که باید پیدا شود. از طرف دیگر، آنتونی کویین و کریستوفر لی در نقش های مربوطه خود به عنوان ذوالفقار و سردار خان، که با هم درگیری دارند، چیز زیادی را ارائه نمی دهند. کارگردانی خوب است، اما باید بهتر عمل میشد، مانند نشان دادن حالت های چهره برای جلوه ای قوی تر، در حالی که فیلم درفضای پرتنش زیادی اتفاق می افتد – این اتفاقها زیاد در فیلم نشان داده نمی شود. فیلمنامه با استانداردهای خوبی توسط نانسی ویلز کرافورد، توماس آ. مک ماهون و لورین ویلیامز نوشته شده است، ولی در جاهایی ضعیف است و صحنه هایی وجود دارد که نیاز به ویرایش دارد سرعتش کند است. با این حال، همه چیز بد نیست، زیرا داگلاس اسلوکامب، فیلمبردار، از مکانها بهخوبی استفاده میکند، بهویژه با توجه به هوای آفتابی آن منطقه به طور کلی، «کاروان ها» به دلیل اجرا و کارگردانی خوب، علیرغم فیلمنامه ضعیفش، سرعت کندآن، مدت زمان طولانیش ؛عدم تنش بین شخصیت ها، اقتباسی ناامیدکننده از رمان است.
نقد سوم:
مارک تینتا نقد توسط Mark Tinta
این شکست پرهزینه اواخر سال 1978 یونیورسال در طول چندین دهه تقریباً در ابهام کامل قرار گرفته است و به راحتی می توان دلیل آن را فهمید. کاروانها یک بازی خسته کننده است، بدون شتاب یا حس حرکت،فیلم واقعاً می خواهد یک حماسه بیابانی بزرگ باشد، اما مانند ساختن شبه احمقانه کارهای دیوید لین به نظر می آید و یک بازیگر خوب را تلف می کند. (اگرچه من شک دارم مایکل سارازین تا به حال نقشی این قدر کسل کننده بازی کرده باشد) ، جدا ازبرخی لوکیشن های ایران با فیلمبرداری زیبایش وحضورآنتونی کوئین و کریستوفر لی.
نقدچهارم:
نقد توسط CinemaSerf
میلر” (مایکل سارازین) از مقامات سفارت ایالات متحده به صحرا اعزام می شود تا تلاش کند دختر گم شده یک سناتور با نفوذ ایالات متحده را ردیابی کند. پس از روزها (و به نظر می رسد) او با هم رتبه جدید و مغرور محلی – “سرهنگ نذرالله” (بهروز وثوقی) آشنا می شود که در ابتدا از ملاقات با او امتناع می ورزد، اما معلوم می شود که دوباره ناپدید شده است . به مرور فیلم نشان میدهد که او به اتفاق«ذوالفقار» (آنتونی کوئین)، رهبر یک قبیله برای قاچاق تفنگهای روسی به هند با پول کمی که به دست میآورد، آمده است. آنچه بدنبالش میآید، یک داستان ماجراجویی فیلم شده اما وحشتناک است که میلر و (جنیفر اونیل) شروع به درک یکدیگر میکنند و او تازه متوجه میشود که دقیقاً چه چیزی را در خانه جدید با مردمانش دوست دارد. موسیقی مایک بت و فیلمبرداری زیبا در مناطق تاریخی ایران ، غنای زیادی را به تصاویر محل وقوع داستان می افزاید، اما متأسفانه کوئین خیلی دیر وارد می شود تافیلم را از نتیجه بزرگ نجات دهد.فیلم متوسط ونسبتاً ضعیف و سنگین به پایان می رسد. به راحتی میتوانست سی دقیقه کوتاهتر باشد،شاید آن را به اندازهای محکم ترمیکرد و مانند رشته نخ نازکی این لایه را حفظ می کرد، اما الان فیلم مانند یک کنده ای قدیمی است!
سه نظرکوتاه :
1- تا زمانی که باربارا دیکسون شروع به نواختن می کرد، فیلم خوب بود، چیز خاصی نبود اما بدترین بازی آنتونی کوئین بود.
2- بازیگران بااستعداد و دکورهای زیبا، نمیتوانند این داستان طولانی و کسلکننده را نجات دهند.
3- کاروان ها (1978) – مایکل سارازین، آنتونی کویین، جنیفر اونیل در نقش یک دوشیزه بی احساس، کریستوفر لی در این پودینگ (دسر خوشمزه) ایرانی – اروپایی نسبتا خسته کننده قبل از انقلاب که توسط مایک بت(سازنده موسیقی فیلم) به هدف اصابت می کند.
اگه میشه لطفا کیفیت 1080p فیلمو بزارین چون من دو نسخه مختلف dvdrip دارم کیفیت معمولی دارن دیدنش حال نمیده
با عرض سلام
نمونه بلوری ۱۰۸۰ این فیلم را دارم،حجم ۱۰.۸ گیگ. کیفیت عالی. اگه ما را قابل بدونید تا لینک دانلود بدم. فقط زحمت هماهنگ سازی دوبله با شما، تو فیلم بازیگران هم فارسی صحبت میکنند و هم انگلیسی ولی دوبله و سینک مشهد فیلم نیاز است.
عالی