دانلود دوبله فارسی فیلم Tarantulas: The Deadly Cargo 1977
Tarantulas: The Deadly Cargo
خلاصه داستان
هواپیمایی حامل دانه های قهوه، از آمریکایی جنوبی به راه افتاده و بر فراز شهری در کالیفرنیا در حال پرواز است. این هواپیما همچنین حامل مسافرانی مخفی می باشد: دسته ای از رتیل ها که خلبانان را تسخیر کرده و به سقوط هواپیما منجر می شوند. بعد از این اتفاق، این عنکبوت های سمی در میان مردم بد شانس شهر پخش می شوند و...
نقد فیلم رتیل
*************
متن دارای اسپویل داستان فیلم
****************************
نقد اول: رتیل یک فیلم با اتمسفر«حمله حیوانات» بود که ابتدا در 28 دسامبر 1977 از شبکه CBS پخش شد. فیلم نامزد دریافت جایزه امی برای دستاورد برجسته اش در تدوین صدایش برای دستاوردهای ویژه اش شد. به یاد می آورم بزرگ شدن رتیل ها درآن زمان به طور منظم ازتلویزیون پخش می شد. ژانری که توسط فیلم آرواره ها رواج پیدا کرد. فیلم هایی مانند The Swarm-هجوم ملخ ها اغلب ارزان و محبوب بودند . اینها الگوی نسبتاً آشنایی دارند و از این نظر فیلم رتیل خیلی با آنها تفاوت ندارد . این فیلمها اغلب با افرادی شروع میشوندکه به طور تصادفی این ترس را از بین میبرند.محیط ناخودآگاه شروع به ازبین بردن آدمها می کند. یک رئیس پلیس (در اینجا کلود آکینز) ازمقامات (برت رمسن) می خواهد جلوی این هراس را بگیرد .همه چیز درست مانند فیلم هایی دیگر ژانر فاجعه آشکار می شود.داستان در پایانش کمی عجیب میشود، زمانی که هدف اصلی (پس ازآن همه مرگهای متعدد) نتیجه اش حفظ محصول پرتقال شهر است و شخصیتها با تلاش برای از بین بردن سیستماتیک رتیلها جان خودشان را به خطر میاندازند (در حالی که از طرف دیگر در مورد پا گذاشتن روی پرتقالها بحثی نمی شود) . این یک پایان نسبتا کسل کننده برای یک فیلم قابل پیش بینی است. بازیگران زیادی ازدهه 70 هستند. کلود آکینز نقش کوتاه«رئیس برودی» را به عنوان قانونگذار بازی می کند، اما فیلم زمان زیادی را با دبورا وینترز و چارلز فرانک که زوج رمانتیک فیلم هستند می گذراند . نقش برادر دبورا (که نقش بچه قربانی در این جور فیلمهاست) را آلبرت سریال خانه کوچک با نام متیو لابورتو بازی میکند. تام اتکینز و هاوارد هسمن به سرعت از فیلم خارج می شوند و برت رمسن نقش مالک باغ پرتقال را بازی می کند که مایل است همه چیز را به خطر بیندازد ( در نهایت همه با اوهمراه می شوند). پت هینگل نقش دکتر عاقلی را بازی میکند که متوجه میشود چه چیزی باعث مرگ مردم میشود، و درضمن یک مثلث عشقی کاملاً اشتباه ایحاد می شود که هیچ کارکردی ندارد… متأسفانه هیچکدام از شخصیت ها به کمال نمی رسند و فقط رتیل متیولابورتو (آلبرت سریال خانه کوچک)را می کشد ، این بدترین ایده است. فیلم کاری نسبتاً ارزان است که برای تلویزیون ساخته شده است. همچنین فیلم درپارک مور، کالیفرنیا فیلمبرداری شده است.
نقد دوم: از آنجایی که در سال 1972 به دنیا آمدم، این سعادت را داشتم که دوران کودکی خودم را در اوج ژانر « حمله حیوانات » سپری کنم. تقریباً هر هفته در اواخر دهه 1970، فیلمهای یکشنبه شب تلویزیون در مورد کوسهها، زنبورهای قاتل، پیرانا، خرس گریزلی، مورچهها، مارها، موشها، خفاشها، سگها، کرمها یا عنکبوتهایی بودند که صرفاً برای کشتن انسانها آمده بودند.اکثر این فیلمها بهطور قابلتوجهی با فیلم پرندگان آلفرد هیچکاک یا آروارههای استیون اسپیلبرگ مطابقت نمی کردند، اما من را مجذوب خود می کردند.با نگاهی به گذشته، این واقعیت که در آن زمان بیشتر اوقات فراغت کودکیام را صرف کاوش در فضای باز و پرسه زدن در جنگلهای نزدیک محلهام میکردم، چیزی جز معجزه نبود، زیرا این فیلمها این درک را به ذهنم القا می کردند که طبیعت و مخلوقاتش قراراست روزی پایان دنیای من باشند. فیلم ترسناک تلویزیونی رتیل ساخته شده در سال 1977،به کارگردانی استوارت هاگمن ، روی روحیه جوانی من اثر گذاشت و مرا متقاعد کرد که زادگاه روستایم در جورجیا تنها به اندازه یک هواپیما تا نابودی کامل فاصله داشت. در زندگی واقعی، رتیل ها همراه دوستانه ما هستند که با ازبین بردن حشرات و همراهی با برخی افراد به عنوان حیوانات از محیط زیست ما محافظت می کنند. با این حال، درفیلم، آنها به طرز شیطانی قربانیان انسانی را تنها با یک گازگرفتن پس از پنهان شدن در نقاطی به صورت تصادفی راحت میگذرانند. کلود آکینز (ریو براوو)، دبورا وینترز (بادهای جنگ)، برت رمسن (رمز سکوت)، پت هینگل (ضربه ناگهانی)، هاوارد هسمن – سینسیناتی و تام اتکینز (شب خزنده ها) همه بازیگرانی توانا و متقاعد کننده اند که همگی آدم هایی بخت برگشته فیلم را تشکیل می دهند.بسیاری از آنها در مواجهه با ازبین بردن رتیل ها پایان بدی برایشان رقم زده می شود، زمانی که دانه های قهوه از اکوادور به کالیفرنیا با هواپیمایی منتقل می شود.محدودیتهای ساخت فیلم برای تلویزیون مانع از این میشود که فرآیندها بیش از این طبیعی باشد، اما ترتیبش طوری است که مثلا در اوایل فیلم، یک شخصیت بدبخت پس از گاز گرفتن توسط رتیل سقوط می کند، از تپه ای غلت می خورد و سرش را به درختی می زند نمی دانم چگونه این شیرین کاری در طول تولید فیلم اجرا شده است، اما نتیجه نهایی اش صحنه مرگی کاملاً واقع گرایانه است که نیاز به بازنگری اساسی دارد.(دونقد برفیلم)