دانلود دوبله فارسی فیلم The Things of Life 1970
Les choses de la vie
1080p Bluray
16
پسندیدم
0
نپسندیدم
0
0% رضایت بر اساس (0) رای کاربران
خلاصه داستان
مهندس بزرگراه با ماشین تصادف میکند، بعد از آن، زمانیکه مرگش نزدیک است خاطرات گذشته اش را بیاد می آورد ...
من شوک شدم…واقعا باورکردنی نیست دسترسی به این شاهکار
متن دارای اسپویل داستان فیلم
1-صحنه آغازین نزدیک خانه با اشنایدر و پیکولی ،خوشبختی ناب سینمایی است.
2-این فیلم در مورد چیزهای انتزاعی متفاوتی است که باآن مردم را با روح زندگی ازطریق بازگویی مرگ مردی در یک تصادف رانندگی مشغول می کند. فیلم می تواند یکی از زیباترین صحنه های مرگ در سینما و همچنین فیلمبرداری ازیک تصادف رانندگی باشد.
3-صحنه های بعد از تصادف مرا به یاد زنگ غواصی و پروانه 2007 ( فیلم فرانسوی جولیان شنابل )انداخت. افتتاحیه فیلم واقعا عالی است .
4- روایت در فیلمهای سوته از جریان نمیافتد، این یک نگاه در حال اشتعال مداوم در گفتمانی روان است که در آن تدوین قطعهای بسیار تهاجمی است، زیرا با دقت درفیلم دخالت میکند: برش و ریتم. نیم ساعت انتزاعی پایانی فیلم قطعه ای قابل توجه از اختصار پراکنده و شاید پاسخی احتمالی به فیلم«آخر هفته» گدار است.
5-امتیاز دادن به این فیلم واقعاً سخت است. چون در حین دیدن، تجربه «دوست داشته باش یا متنفرباش» را به من داد. از نظر فنی، فیلم میدانست چگونه صحنههای خاصی را با رویکردی غیرعادی ترتیب بدهد تا داستانش را روایت کند. این باعث می شود در مورد قهرمان داستان تعجب کنم. از جنبه روایی، من فکر میکنم که کاملاً معمولی بود. این باعث نشد که با او همدردی کنم یا وابستگی عاطفی به سلامتیش نداشته باشم.
6- نمایشی عالی و سینمایی از مقوله مرگ که روایت درهم و برهم پیش از آن را توجیه می کند.
7- خیلی فرانسوی شخصیتها مدام سیگار میکشند، نماهای طولانی برای تأکید بر جذابیت یک زن اگرچه تماشای فیلم با ساخت دهه 1970 جذاب بود، هنوز نماهایی از فیلم در ذهنم دور می زند. تدوین فیلم را در نیمه دوم جذاب تر کرد.
8-کلود سوته یک تصادف را از زوایای مختلف و نزدیک در سکانسهایی تحلیل میکند که هنوز پنجاه سال بعد به طرز تکاندهندهای مؤثر است.شگفتی های زندگی که از رمان «تقاطع» پل گیمار نوشته ژان لوپ دابادی اقتباس شده است، یک مورد از زندگی است که از جلوی چشمان صاحبش می گذرد با اشاره ای به اپیزود فیلم«شکست» 1955 آلفرد هیچکاک در آن یکنفر، معلول شده است. مردی در سردخانه به این فکر می کند که آیا کسی متوجه زنده بودن او می شود. قهرمان سوته که همیشه روی مسائل معنوی سرمایهگذاری میکرد، از نامهای تحویل داده نشده به هلن درباره خودش ناراحت است، نامهای که با عجله نوشته شده و اکنون پشیمان شده است.
پیر مهندسی، است که به تازگی با هلن در مورد سفر کاری به تونس که قرار بود با هم داشته باشند بحث کرده بود، سفری که او به جای آن با پسرش برتراند (ژرارد لارتیگاو) با قایق سواری در تعطیلاتش دو ره ای زمانی ، منصرف میشود. با همسرش کاترین (لئا ماساری) که از او جدا شده است. هلن از این فکر که پیر با خانواده اش وقت می گذراند، پریشان است و نمی داند که پس از گذراندن شادی یک عروسی ، نظرش تغییر کرده است و متوجه شده است که باید با او ازدواج کند (این نامه او یک نامه جدایی است).
سوته به موقع از آن می گذرد و از سکانس های حرکت آهسته دلخراش تصادف پیر برای پل زدن به گذشته و حال استفاده می کند، جایی که غریبه ها، پلیس، آمبولانس ها و خدمه بیمارستان متوجه وضعیت فعلی پیر در حال سقوطش و خارج شدن از هوشیاری می شوند. کلمات و تصاویر خاطرات گذشته را تداعی می کنند – سگی که او زمانی دوستش داشت در کنار کاترین می دوید (“تو آنها را دوست داری پس می میرند”)، اوقات خوشی که با همسر و پسرش دریانوردی می کند، با هلن دوچرخه سواری می کند. نماهای فیلم شامل نماهای نزدیک شدید از کفش ها در چمن و کارگران بیمارستان بدون تمرکز است. هلن را میبینیم که پیام تلفنی را که پیر پیشتر گذاشته بود دریافت میکند و از او میخواهد «فوراً» در اتاق هتل رنه به او ملحق شود. کاترین تصمیمی دلسوزانه می گیرد. پیر تصور میکند که در آبهای Ré است، قایق خانوادگی اش از کنارش میگذرد…
میشل پیکولی فقید، که در سن 94 سالگی درگذشت، اجرای یکنواختی را ارائه میکند، دیداری که با پسر بالغ خود انجام میدهد باعث میشود او قبل از اینکه قایقش را درست کند، برای مدت کوتاهی مسیر خود را تغییر دهد. با کمک کارگردانی و فیلمنامه سوته ما را بر روی این فرد و زندگی نسبتاً معمولی او وادار به تعمق می کند. اشنایدر و ماساری ازآدمهای داستان پیر حمایت میکنند، اشنایدر شادی را تا حددلشکستگی و بازگشت دوباره و ماساری درد گذشتهای جبرانناپذیر را می گذراند. گابریل دولت درنقشی کوتاه قابل توجه است.
با هدایت سوته، “شگفتیهای زندگی ” رویدادهای روزمره را به طرز خارق العاده ای نشان می دهد.
9-پیر(میشل پیکولی) یک مهندس موفق بزرگراه است که از قضا هنگام رانندگی با سرعت زیاد در جاده ها تصادف وحشتناکی می کند. همانطور که ثانیه های وحشت در حال رخ دادن است، او به زندگی خود با معشوقه اش هلن (رومی اشنایدر) و تمام کارهای اشتباهی که در “شگفتی های زندگی” انجام داده است، فکر می کند.
اگر چیزی باشد که در موردفیلم به خاطر بسپارم، صحنهسازی باورنکردنی افتتاحیه فیلم است، تصادف، در اسلوموشن و در طول فیلم، در بخشهای کوچک. این به عنوان نقطه گذاری استفاده می شود زیرا کارگردان کلود سوته داستان پیر و چگونگی رسیدن او به چنین وضعیتی را تعریف می کند.
پیر با یک دوراهی مواجه می شود. او معشوقهاش هلن را دوست دارد، اما همچنان با همسرش کاترین (لئا ماساری) و خانوادهاش به او گره خورده اند. این داستان مردی است که از هر دو طرف می خواهد – یک زندگی زناشویی “عادی” داشته باشد و مثل همیشه با کاترین ادامه دهد. این درگیری پیر را از هم می پاشاند و ما را به حادثه ای سوق می دهد که فیلم آنرابه ارمغان می آورد.
این سومین فیلم رومی اشنایدر است که ما از اودر جنبش رمانتیک گذشته نگردیدهایم و هر کدام با درجات مختلفی شامل مثلثهایی میشود. این باید به این دلیل باشد که اشنایدر جوان چنان معصوم است که مورد محبت بیش از یک مرد قرار می گیرد.
(7 نظر کوتاه و دونقد کامل برفیلم)
آفرین آقا رضا…
با سلام و تشکر از ادمین محترم مشهد فیلم .این فیلم در تهران با نام ((سازش تلخ)) اکران گردیده بود .تبلیغ آن را در زیر خدمت شما و دوستان ارسال کردم.
https://s6.uupload.ir/files/سازش_تلخ_._oh6k.jpg
فیلم The girl with a pistol محصول 1968 به نام ((دفاع از شرف )) در سینما ریولی اکران شده بود.
https://s6.uupload.ir/files/دفاع_از_شرف_iy06.jpg
سلام پویان جان در سطح بالا تعدادی پوستر نوشتم ببین میتونی تو آرشیو پیدا کنی در هم باشه بهتره دارای تنوع است برای ایستاگرامم ،،ممنون ،سعید ،،،،،
راستی آقا رضا عزبز من با دیدن ابن فیلم گیج شده بودم در داستان فیلم و به نوشته های شما داستان و آقا کلاسیک باز تونستم برگردم به داستان ،،،، فلاش بک زیاد داشتش فیلمش و براستی این فیلم و فیلم مارمولک حرف نداشت… در ضمن اقا پویان شک نکن هر فیلم کلاسیکی در نت گذاشته مبشود برای اولین مرتبه شما به کلمه لاتین فیلم اهمیت نده فقط دنبال هنرپیشش بگرد و سال تولید فیلم ،،،مثلان مثل فبلم شاهد ،،،رمین تا آسمون نامش متفاوت است، یا الله
ممنون از سایت خوب مشهد فیلم
لطفا کیفیت بلوری بادوبله قدیمی ریل فیلم
قاتلین بی گناه رومی اشنایدر رو در سایت قرار بدید
باتشکر
با سلام آقا سعید به کمک شما تونستم نام فیلم (شاهد) زنی در پوست مارمولک در ایران را پیدا کنم احسنت به شما ….. سه روز توی عکسهام می گشتم.
https://s6.uupload.ir/files/شاهد_y8f5.jpg
اکران دوم سینما ب ب (فیلم شاهد)
سلام ..پویان آقا شما سلطان پوستر هستی عزیز رو دست شما کسیی تونت این پوسترها را ندارد والا….. خوشحالم که تونستم کمکی کنم ،،، شما فقط دقت کن شک نکن تمام فیلمهای
اکران قدیم را دارید ،،،مخلصتم ، پویان جان
سلام ودرود خدمت همه هنر دوستان
لطفا فیلم سیسی sissi رومی اشنایدر رو با دوبله قدیمی ریل تو سایت قرار بدید
باتشکر
متن دارای اسپویل داستان فیلم
این تریلر مهم اکران سال 1970 فرانسه با عنوان شگفتی های زندگی فیلمی است درباره مردم، انسانهایی مثل خود ما، کسانی که برای آنها اتفاقاتی می افتد، در باره چیزهای زیبا، شیرین، احمقانه زندگی که به آن ارزش زندگی کردن می دهد. بنابراین اگر ثروتمندی زرق و برق ، وزیبایی بیشتر ایده آل شماست فیلم به این عهدش عمل میکند.
فیلم در یک مزرعه با تصویری از چرخ ماشین شروع می شود. معلوم می شود که یک ماشین در یک بزرگراه روستایی تصادف کرده است. درون ماشین پیر (میشل پیکولی)- معمار موفقی قرار دارد. همانطور که از حالت هوشیاری خارج می شود، در جریان زندگی اش قرار می گیریم، چه چیزی برای او مهم است: کاترین (لئا ماساری)، همسرش، که از او جدا شده است. اما هنوز عواطف لاینحلی نسبت به او دارد. هلن (رومی اشنایدر)، معشوقهای که او را میپرستد، اما او را کمی مشکل پسند میداند. پسرش، بزرگ می شود و روز به روز دورتر می شود. والدینش؛ مشکلات شغلی او؛ کارهایی که او اشتباه انجام داده و ممکن است هرگز فرصتی برای اصلاح آنها پیدا نمی کند. جرقه های شادی در هنگام مصاف با خانواده اش در یک چمنزار تجربه می شود.
شگفتی های زندگی به راحتی می توانست یک سریال باشد. به راحتی تبدیل به چیزی می شد همانند فیلم آمریکایی تقاطع Intersections (مارک رایدل، ، 1994) تبدیل میشد: یک ملودرام درخشان پر زرق و برق با شخصیت هایی که نمی توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و سریع حذف می شوند، گویی که زیبا بودن فیلم مانعی شفاف برای احساس است. با این حال، فیلم کلود سوته چیز دیگری است: حتی زیباتر هم به نظر می رسد، اما در اینجا نگاه دوربین است که از طریق آن می توان پیچیدگی زندگی را به شیوه ای بسیار عمیق و ظریف دید.
این یک فیلم شاعرانه غمگین است، با تاکید بر احساس و اندیشه به جای عمل. احساس می شود چیزهایی پنهان ، ناقص و اشتباه بیان می شود. جایی که روایت تماماپیچیدگیهایی را نشان میدهد که خود شخصیتها نمیتوانند بیان کنند، شاید نمی دانند، در واقع سعی در پنهان کردن آنها دارند . این فیلمی است که در آن چیزها به صورت دیداری و شنیداری، همانطور که باید، بیان می شوند.
این فیلم حول محور یک تصادف اتومبیل ساخته شده است، به شکلی تماشایی توسط جرارد استریف طراحی شده است درحالتی که فیلم قصد دارد هنگام بازگشت به آن منتقل کند، به طریق مختلف ، در طول فیلم نمایش داده می شود این رویدادی است که روایت را نگه می دارد و به آن اجازه میدهد تا به صورت تکهتکه به صورت خطی تجربه میشود. این به عنوان حافظه، به عنوان فکر متحرک عمل می کند، و برای بیننده با معناست.
ما گاهی اوقات آن را در حرکت آهسته، یا با سرعت فیلم، یا حتی با فیلم به عقب برمی گردیم. وقتی به تصادف برمی گردیم، گاهی به شاهدان تصادف می پردازیم، گاهی به اتفاقی در زندگی شخصیت پیر. گاهی اوقات فقط به نقطه نظر او در حالی که سعی می کند آنچه را که برایش اتفاق افتاده است درک کند. نمونه، چکمهای مشکی براق را میبینیم که روی زمینی زیبا با چمنهای سبز، و گلهای آبی کوچک پا میگذارد. همانطور که پیر سعی می کند تمرکز کند، و درست در لحظه ای که متوجه می شود ممکن است بمیرد، هنوز هم می تواند زیبایی را در میان سیاهی ها ببیند.
میتوان درک کرد که چرا کلود سوته فکر میکرد که ژاکلین تیدو (تدوینگر فرانسوی)، آنقدر مهم است که به عنوان تدوینگردرتیتراژ فیلمش باشد. فیلم یک شاهکار تدوین است. اما فیلم به دلایل زیاد دیگری هم شاهکار است.
فیلم پراز لحظات فوق العاده است: دو صحنه ای که پیر و هلن در مورد رابطه خود بحث می کنند، ابتدا در آسانسور و سپس در کابین، جایی که هنگام بالا رفتن آسانسور از طبقات، ترافیک عبوری، ایجاد سایه ها ی تیره ایجادمی کند. فقدان وضوح، که نمادی از نادرستی ارتباط است، بیان صادقانه درد و آسیب پذیر ی هلن در نور یا کمبود نور، ناتوانی پیر در بیان احساسات خود، سکوت او ، پی یر به شدت چیزی را احساس می کند اما نمی تواند در مورد آنچه که احساس می کندحرف بزند.
یا کلوزآپ فوقالعاده رومی اشنایدر در حراج ، که در آن دقیقاً میتوان متوجه شد که چرا پیر عاشق او شد. یا آن لحظات خوشبختی دریانوردی در گذشته که هرگز تکرار نخواهد شد، در حالی که تصویر به رنگ سفید محو می شود. یا آن تابه نفیس در اطراف ضیافت عروسی که در آن رویای ناگهانی که ممکن است به درک کابوس آنچه در واقع حرکت گسترده دوربین است تبدیل شود. این کار یک کارگردان واقعا بزرگ است.
کلود سوته در اینجا از همکاری یک تیم فوق العاده لذت می برد. نه تنها تدوینگرش که ذکرش شد ، بلکه یک فیلمنامه پیچیده بر اساس رمان پل گیمار که سوته به طرز فوق العاده ای باگیمارد ، ساندرو و ژان لوپ دبادی پیوند زده بود که بعد هاحداقل برای بسیاری از فیلم های دیگرسوته گفتگو می نویسد (از جمله فیلم شگفت انگیزسزار و روزالی) .ژان بوفتی مدیر فیلمبرداری و مسئول تصاویر بسیار زیبا و خاطره انگیز با طراحی نوری که نشان می دهد; رنگی که در آن، اشیا به شکل نیمه نشان داده میشوند، میتواند زیبایی زیادی در سیستم رنگ فوقالعاده ایستمن کالر داشته باشد که رنگهای اصلی را میگیرد و تقریباً آنها میدرخشند (متاسفانه دراین فرآیند بیشتر مستعد تبدیل شدن به قرمز است). همچنین دوربین فضا را تقریباً شبیه سازی میکند، به گونهای که تمام اتفاقات را بهعنوان فضاهایی با احساس و معنای متغیر درقاب می گیرد همه اینها باکمک موسیقی بسیار زیبای فیلیپ سارد ساخته شده است.
نقدی بر این فیلم
انتخاب های زندگی
The Things of Life/Les choses de la vie
کارگردان: گلود سوته، فیلم نامه: پل گیمار بر اساس رمانی از خودش، اقتباس و دیالوگ ها: ژان لوپ دابادی، مدیر فیلم برداری، ژان بوفتی، موسیقی، فیلیپ سارد، تدوین: ژاکلین تیدو، بازیگران: میشل پیکوی (پیر برار)، رُمی اشنایدر (الن)، ژرار لارتیگو (برتران برار)، ژان بوآز (فرانسوا)، بابی لاپوئنت. محصول 1970 فرانسه/ایتالیا/سوییس، 89 دقیقه.
پیِرمعماری میان سال است که پس از قطع ارتباط با همسرش، با دختری به نام آلن آشنا شده است. آن دو قرار است سفری به تونس بروند، اما برای پیر فراموش کردن خاطره همسرش کاترین و فرزند دوستانش دشوار است. او در انتخاب یکی از دو مسیر پیش رو برای ادامه زندگی اش مردد است، تا این که سرانجام نامه ای برای الن می نویسد و از او می خواهد به رابطه اش پایان دهند. هنگام بازگشت از سفری کوتاه با اتومبیل، ناگهان احساس می کند که آلن را دوست دارد و می خواهد با او ازدواج کند، اما در راه تصادف می کند و در بیمارستان می میرد و نامه ای را که برای آلن نوشته، همراه با دیگر وسایل شخصی اش تحویل کاترین می دهند که در بیمارستان حضور دارد. در همین حین، آلن هم خود را به بیمارستان می رساند و کاترین، پیش از رسیدن او، نامه را پاره می کند.
زندگی، مرگ و دیگر هیچ…
بازیگرانی هستند که کافی است فقط باشند؛ همین جوری مجذوب کننده اند. مهم نیست در چه فیلمی و به کارگردانی کدام فیلم ساز. حضورشان بر همه چیز فیلم سایه می افکند و تماشاگر دیگر قدرت فاصله گیری و تحلیل اثر را، به لطف جاذبه و گرمای آن حضور، ندارد. ممکن است حتی اگر آگاه باشید که فیلم در نهایت، فیلم بدی است. هم چنان که رُمی اشنایدر هم در فیلم های بد بازی کرد. اما نکته این جاست که درچنین مواردی، فیلم و هرچه در آن است، تنها بهانه ای است برای دیداری تازه. و خاطره چنین دیداری، حاشیه های آن، زمان و مکانش، و آن چه در آن گذشته، می تواند در نهایت امر، خاطره ای دوست داشتنی و خوشایند هم باشد. در چنین مواردی، کاری از نقد و تحلیل ساخته نیست. شاید حتی نیازی هم به آن نیست. یکی را دوست دارید و هرآن چه را که یادآور اوست. همین. تصویر آن بازیگر اتریشی تبار که در اوج و زود هنگام از دست رفت، از این دست است.
اشنایدر یار باوفای کلود سوته بود و چند فیلم برای او بازی کرد. در مهم ترین آن ها، سزار و رزالی، در مرکز درام قرار گرفت، درخشید، و همه کس را، از ایومونتان تا تماشاگران فیلم، مسحور کرد؛ و در باقی موارد؛ همان اشنایدر آشنا بود؛ همانی که حضورش نقطه ثقل تصاویر بود و توازن و زیبایی قاب ها، وابسته به حضور او. در انتخاب های زندگی (که در دهه 1350 در ایران باعنوان شگفتی های زندگی به نمایش عمومی درآمد) باز هم اوست که در مرکز درام قرار دارد. هرچند شخصیت اصلی فیلم میشل پیکولی است و در اکثر دقایق فیلم با او همراهیم، اما جاذبه او و لطفی که تماشاگر را همراه فیلم و پیر را چنان حیران و بی خویش کرده، باز از اوست. فیلم با صحنه تصادف پیرآغاز می شود؛ و تیتراژ بر صحنه های معکوس از رانندگی طولانی او آغاز می شود تا از همان ابتدای فیلم با آگاهی از فرجام کار و وقوف بر سرانجام داستان، تماشای آن را آغاز کنیم. سوته با چنین تمهیدی، زمینه را برای چیزی مهیا می کند که از آن پس و در اغلب آثار او در دهه 1970، دنبال می شود: کم رنگ شدن خط داستانی یا حتی بی قدر شدن آن، و تلاش در نمایش روزمرگی های کسانی که در تنگناهای زندگی و در تار الگوهای روزمره خود گرفتار شده اند. آثار سوته در این دهه که در مهم ترین آن ها، همکاری ژان لوپ دابادی در نوشتن فیلم نامه، تاثیری انکارناپذیر دارد، داستان هایی اند از زندگی مردم طبقه متوسط که از صافی نگاه مشاهده گر تیزبین جامعه سرمایه داری گذشته اند.
سوته در دوران سیطره موج نو در فرانسه، از معدود فیلم سازهایی بود که کارش را بی هیچ تاثیری از آن موج آغاز کرد و به واسطه هم دلی و درکی که از طبقه متوسط به دست داد- طبقه ای که سینماگران معاصر اروپایی کم تر سراغی از ان می گرفتند- جایگاهی یکه در سینمای فرانسه یافت. در انتخاب های زندگی نشانه هایی چنان زاویه نگاهی کاملاً هویداست. هرچند که فیلم، اثری شخصی و استوار بر پیرنگی عاشقانه به نظر می رسد، اما شخصیت اصلی فیلم به روشنی نماینده آن نوع سرگشتگی و شیوه زندگی طبقه متوسط در جامعه فرانسه است که دیگر نمایندگانش را با دغدغه ها و گرفتاری های مشابه در فیلم های مثل ونسان، فرانسوا، پل و دیگران (1971)، مادو (1976)، یک داستان ساده (1978) و .. نیز دیده ایم. اما انتخاب های زندگی به شیوه ای منحصر به فرد، داستانی است درباره تاثیر جلوه های به ظاهر ناچیز و گذرای زندگی بر سرنوشت، و قدر و اهمیت آن لحظه ها، هنگامی که چیرگی مرگ، گریزناپذیر جلوه می کند. سوته ساختار فیلم را با فلاش بک ها و تداعی هایی که روند خطی درام را مخدوش می کنند، پی می ریزد و آن را جابه جا با صحنه هایی از لحظه ی تصادف نقطه گذاری می کند تا با سلب اعتبار از روند خطی داستان، بر آن لحظه ها و موقعیت های گذرا اهمیت بخشد و بر تاثیر آن ها در سرنوشت ها و تلقی ها و دیدگاه ها تاکید کند.
فیلم از آثار درخشان و کم نظیر تاریخ سینما در به تصویر کشیدن مرگ و حالات و تاثیرهایش بر آن کسی است که در آستانه اش ایستاده است. کل ماجراهای فیلم را می توان فشرده ای از هجوم خاطرات و دریغ ها و افسوس هایی دانست که از لحظه تصادف بر ذهن پیر هجوم می آورند و در آن واپسین لحظه ها، او را با ابعاد و زوایه هایی جدید از آن چه بر او گذشته آشنا می کنند. هنگامی که پس از بستری شدنش در بیمارستان مرگ سرانجام چیره می شود، لحظه ای است که او خود را غرق در آب دریا و در حال دورشدن قایق همسر و فرزندش می بیند، و دیگر تمام. بینشی چنین هنرمندانه از چیستی مرگ و خفقان و عذاب بی رحمانه و دردناک لحظه احتضار، کم تر نظیری در تاریخ سینما دارد.
منبع: نشریه فیلم شماره 445
سپاس و درود فراوان از مشهدفیلم و دوستان عزیز.
آفرین آقای کلاسیک باز ،،،
ارادت داریم، سلامت باشید.
موسیقی این فیلم رویایی و افسانه ای است حتما گوش بدید و لذت ببرید
https://www.youtube.com/watch?v=dgJ4-actUPM
لینک صوت دوبله خرابه
مرسي مرسي مرسي از مشهد فيلم كه بهترينها را رو ميكنه
مرسی مشهد فیلم بهترینی
https://s6.uupload.ir/files/img_20220619_202914_224_u3ty.jpg
سلام پویان آقا دوست عزیزم .
آقا این پوستر کدام مال این فیلم است هر جفتشون نوشته سینما
امپایر پوسترمال شگفتی های زندگی ،،،چون فقط شک من روی لئاماساری است
ولی کارگردانها یکی است و دوتا از هنرپیشه ها نقش اول زن و مرد یکی است …. ببخشید پویان آقا من که قاطی کردم ،،، این درسته و یا پوستر ارسالی شما …. اون چهره زن اول میشل پیکولی که زنش است در پائین پوستر است ،،نمیدانم کدام است نامشان ،،،،، راستی پویان آقا حدود ۱۰ تا از فیلمهای رومی اشنایدر را اگر پوستر دارید ممنون میشم البته به غیره فیلم استخر اون را در ایستاگرامم دارم و چند تاهم از فیلمهای ایتالیا کمدی ،فمی بنوسی و یا ادویج فنچ ویا فیلمهای متفرقه تشکر